تف به این روزگار
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
امروز به افتخار تولد یکی که خیلی عزیزه جشن عمومی اعلام میکنم در قلمرو خودم.
میگن این خانم خیلی با شخصیت و نازه.
تازشم جدیدا اونقدر خوشگل شده که نگو
میگن تو ماه هفتم خیلی از آدمای بزرگ به دنیا اومدن من مطمئنم تو هم یکی از بهتریناش هستی و خواهی بود
این مدتی که نبودی خیلی دلم واست تنگ شد اما تو نیومدی
ببخشیبد اگه نتونستم هدیه ای دیگه بهت بدم اما همینم از ته ته ته قلبم نوشتم

بیا شمع ها رو فوت کن تا
.... اِ اِ.... چرا فوت کردی؟ باید ۳ بار میخوندیم
از کجاش بگم رو نمیدونم
فقط دلم میخواد برگردم شیراز
زندگی خیلی قشنگتره
مردم هم خیلی شاد هستن.
مسیح خیلی مرده.اون رو واقعا میتونم بهش بگم سلام مرده!
اما خودم رو میشناسم.من به اون چیزی که میخوام میرسم...همیشه